پیام شاهزاده رضا پهلوی در پشتیبانی از حرکت اعتراضی مردم آذربایجان


هفتم شهریورماه ۱۳۹۰

هم میهنان عزیزم، ملت سرافراز ایران زمین،

هموطنان غیور آذربایجانی ما در پی خشکسالی در نگینِ سرزمین سبزمان، دریاچۀ ارومیه و حفظ و نگهداری این میراث ملی که متعلق به تمامی مردم این مرز و بوم و آیندگان میهن عزیزمان است با دستانی خالی و بغض های شکسته شده در گلو که حاصل ۳۲ سال ظلم و ستم حکومت استبدادی و اشاعۀ تبعیض قومیتی و مذهبی بین مردم و ایجاد شکاف در اتحاد و یکپارچگی ملی بوده است، براستی با غیرت و همیت خود بار دیگر در برابر این دیو استبداد که هدفی جز ویرانی و افتراق در میهن عزیزمان ایران ندارد دست به اعتراض و ایستادگی زده اند.


یقین داشته باشید این حکومت بقای خود را در ایجاد اختلاف و شکاف بین مردم می بیند. به همین دلیل، باید هشیار باشیم، زیرا تنها راه دستیابی به آزادی، عدالت و برابری در اتحاد ملی است.

بخوبی می دانیــم که خطـۀ سبــز آذربایجان خـاستگاه انقلاب مشروطه و مـردان بـزرگی همچون ستارخــان هــا، باقرخــان ها و کسروی هــا بــوده است وبراستی در هر تحــول آزادی خواهــانه و استبداد ستیزانه تاثیری ژرف داشته است و دلیل این امر جز روحیۀ ظلم ستیزی و میهن پرستی و دادخواهی مردم غیور آذربایجان نمی باشد.


من، ضمن همدردی با خانوادۀ کشته شدگان و دستگیر شدگان این حرکت ملی، به آنها اطمینان میدهم که بهایی که در راه میهن پرداخت کرده اند هیچ گاه فراموش نخواهد شد و حمایت قاطع خود را از قیام مردم آذربایجان اعلام میکنم و بر خود لازم میدانم که در این مقطع حساس تاریخی که هموطنان آذری ما نیاز به پشتیبانی و حمایت عموم ایرانیـان دارند از مردم ایــران بخواهم که با عزمی راسـخ از این جنبش میهن پرستــان آذربایجانی پشتیبــانی کنند، چــرا که آذربایجــان پــرچم دار بسیــاری از جنبش هـای آزادی خواهانه و میهن پرستانه در تاریخ کشورمان بوده است و حقیقتا به عنوان یک ایرانی علاقمند به اتحاد و منافع ملت بر خود می بالم که تاریخ کشورم در مقاطع حساس همواره با نام آذربایجان و مردم غیور آن مزین شده است.


خداوند نگهدار ایران باد

نامۀ سرگشاده شاهزاده رضا پهلوی به دبیرکل سازمان ملل متحد عالیجناب بان کی مون




سوم تیرماه ۱۳۹۰

عالیجناب بان کی مون
دبیر کل محترم سازمان ملل متحد:


قصدم از نوشتن این نامه این است که تجاوز فاحش و مستمر دولت جمهوری اسلامی ایران را به حقوق و آزادی های اساسی مردم ایران به جناب عالی یادآور شوم. مطمئن باشید که در نوشتن این نامه انگیزه ای جز بازتابیدن صدای حق جویانۀ میلیون ها تن از هم میهنانم نداشته ام؛ میلیون ها زن و مردی که با تحمل خطرهای بی شمار، از آزار و زندان گرفته تا شکنجه و کشتار، از اعتراض به رفتار هولناک حاکمان ایران نما و دشمن خوی خویش دست برنداشته اند. رژیمی که در بی رحمی و خونریزی به یقین بدیلی برایش در تاریخ بلند ایران نمی توان یافت.  

در هفته های اخیر، موجی تازه از خشونت ها و سرکوبی های وحشیانه و وصف ناشدنی، صدها تن دیگر از روزنامه نگاران، نویسندگان  کوشندگان حقوق بشر، که جز حقگوئی و حق جوئی گناهی ندارنــد، یا اسیر زنــدان شده اند و یا قربانی شکنجه های دلخراش و اعدام های برق آسا و مخفیانه. از میان آنان از هاله سحابی، و هدی صابر یاد می کنم. نخستین، هنگام شرکت در مراسم خاکسپاری و سوگواری پدرخویش که زبان به انتقاد از حاکمان غاصب گشوده بود، آماج حملۀ خشونت بار مأموران رژیم شد و جان باخت و آن دیگر در اعتصاب غذا در زندان و محرومیت از دارو و درمان. این دو نیز، چون دیگر قربانیان رژیم گناهی جز اعتراض به سرکوبی های بی امان و تجاوزهای روزانه و روزافزونش به آزادی ها و حقوق خود نداشتند. 



جناب آقای دبیر کل:  

من در این نامه مایلم از جنابعالی، که در مقام خود معرّف و پاسدار والاترین ارزش های جامعۀ بین الملل اید، تقاضا کنم به صدای اعتراض مردم دربند ایران بیشتر از پیش توجه کنید و، با عنایت به یکی از مهمترین هدف های سازمان ملل متحد، که در بند ۳ از مادۀ ۱ منشور این سازمان تصریح شده است، رهبــران جمهوری اسلامی ایــران را فــرا خوانید که «حقوق و آزادی های اساسی مردم ایران را بدون هیچگونه تبعیض نژادی، جنسیتی، قومی و مذهبی محترم» شمرند. 

به احتمال بسیار، دعوت شما در گوش های ناشنوای رهبرانی که با زبانی جز زبان خشونت آشنائی ندارند طنینی نخواهد داشت و پاسخی نخواهد گرفت. امّا، اطمینان داشته باشید که این دعوت در ذهن و قلب همۀ آنانی که تشنۀ زندگی در صلح و امنیت و آزادی اند بازتابی بس پرطنین و پرشور خواهد داشت، به ویژه در دل مردم ایران که بیشتر از یک قرن پیش برای دسترسی به حقوق و آزادی های خود دلیرانه کوشیدند و زودتر از هر جامعۀ دیگری در خاورمیانه نیز به بسیاری از آن ها دست یافتند.   

تجاوز مستمر و خشونت بار به این آزادی ها و حقوق آشکارا مهمترین هدف رژیم جمهوری اسلامی در همۀ سال های درازی بوده است که از تولد نامبارکش می گذرد. دشمنی بی امان رهبران جمهوری اسلامی با حقوق بشر خود مهم ترین انگیــزۀ سرپیچی کــامل آنان از اجــرای همۀ تعهدات بین المللی است که دولت های ایران  برای تأمین و تضمین این حقوق بر عهده گرفته بوده اند. 






جناب آقای دبیر کل:

هرچه بر دامنه و شدّت تجاوز رژیم نسبت به آزادی ها و حقوق مردم ایران افزوده می شود، خطرهای بیشتر و هولناک تری جان زندانیان سیاسی ایران را تهدید خواهند کرد. ازهمین روست که آزادی هرچه زودتر آنان ضرورت و فوریت بیشتری می یابد. امیدوارم جنابعالی بتوانید با بهره جوئی از همۀ امکاناتی که در اختیار دارید تحقق این هدف را میسر کنید.
  
با احترام و امید به دریافت پاسخ مساعد جنابعالی به این نامه،  

رضا پهلوی